معنی تنگسوق
5 بازدید
[ تَ ] (مغولی، اِ) تنسوق. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تاریخ غازان ص ۳۹، ۴۰، ۱۷۹، ۲۷۱ و ۳۳۱ و تنسوق در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تنگسوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر