معنی تنگزیست
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) تنگدست. تنگ عیش. تنگ معاش. تنگ روزی. تنگ بخت. (آنندراج). پریشان و مضطرب و رنج رسیده. (ناظم الاطباء). معسر. متقشف. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بر آن تنگ روزی بباید گریست که از بیم تنگی بود تنگ زیست. امیرخسرو دهلوی. رجوع به تنگدست و تنگ روزی و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگزیست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر