معنی تنگدر
5 بازدید
[ تَ دَ ] (ص مرکب) بخیل. ممسک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). که در خانه اش بروی کسی باز نشود. مقابل فراخ در: ممدوح بماندند دو سه بارخدایان زین تنگ دلان، تنگ دران، تنگ سرایان. سوزنی (از یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «تنگدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر