معنی تنگخویی
5 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) بدخویی. (ناظم الاطباء): آفت ملک شش چیز است، حرمان... و تنگ خویی و افراط خشم و کراهت... (کلیله و دمنه). و منعی نیکو، بی تنگ خویی می فرمای. (کلیله و دمنه). چو دریا دُر دهد بی تلخ رویی گهر بخشد چو کان بی تنگ خویی.نظامی. رجوع به تنگ خو و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگخویی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر