معنی تنگتاب
4 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) معدوم الطاقة. (غیاث اللغات) (آنندراج). ناتوان. (آنندراج). کم حوصله و بسیار تند و سست و ناتوان. (ناظم الاطباء): سپاهی عزب پیشهٔ تنگتاب چو دیدند روی چنان بی نقاب. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تنگتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر