معنی تنگای
6 بازدید
[ تَ ] (اِ) تنگی و ضیق و جای تنگ و درهٔ کوه. || گور و قبر. || عالم. || کالبد آدمی. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری و تنگنای شود.
کلمات همقافیه با «تنگای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر