معنی تنگاب
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) پایاب و کم عمق. (ناظم الاطباء). || آبی کم مانده از گوشتی بسیار که جوشانده و پخته باشند در آن آب. که مادهٔ آن بسیار باشد: آبگوشتی تنگ آب؛ آبگوشتی که گوشت آن فراوان و آب آن بسیار کم باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). از: «تنگ»، بمعنی قلیل و کم و نادر +آب. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان ایزهٔ شهرستان اهواز است که ۱۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش کوهک شهرستان جهرم است که ۱۶۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «تنگاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر