معنی تنگآغوش
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) آنکه آغوش تنگ داشته باشد. (آنندراج). سخت در آغوش گرفته. (ناظم الاطباء): نسیم لطف بهار از شمار بیرون است فغان که غنچهٔ این باغ تنگ آغوش است. صائب (از آنندراج). رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگآغوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر