معنی تنگآستین
5 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) مفلس و تهی دست و بی نوا. || دین دار. (ناظم الاطباء). وحید در حاشیهٔ خسرو و شیرین نظامی ص ۴۳ آرد: تنگ آستین بودن؛ کنایه از عصمت و بخشش نکردن. ضد فراخ آستین بودن که سخاوت است : پرندش درع و از درع آهنین تر قباش از پیرهن تنگ آستین تر.نظامی. رجوع به تنگ و تنگ آستینی شود.
کلمات همقافیه با «تنگآستین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر