معنی تنکمایه
7 بازدید
[ تَ نُ / تُ نُ یَ / یِ ] (ص مرکب) که سرمایهٔ مالی یا علمی او کم است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): نه درخورد سرمایه کردی کرم تنک مایه بودی از آن لاجرم.(بوستان). وگر تنگدستی تنک مایه ای سعادت بلندش کند پایه ای.(بوستان). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنکمایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر