معنی تنک‌شراب

معنی تنک‌شراب

6 بازدید
[ تَ نُ / تُ نُ شَ ] (ص مرکب) آنکه شراب بسیار نتواند گواردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تنک جام. (آنندراج): یاران موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند بودند تنک شراب در مجلس عمر یک لحظه ز ما پیشترک مست شدند. خیام (از یادداشت ایضاً). تاب نگه نداشتم پای کشیدم از درش توبه بود سزای او هرکه تنک شراب شد. کلیم (از آنندراج). تاب نظر ندارم و ضبط نظر نمی کنم بیشتر است حرص می، رند تنک شراب را. کلیم (ایضاً). شیشه زآن سر نهد به پای قدح که حریفی تنک شراب افتاد. امیرشاهی سبزواری (ایضاً). حریف کاسهٔ چشم سیاه مست تو نیست دلم که از گل رعنا تنک شراب تر است. محمدقلی سلیم (ایضاً). رجوع به تنک جام شود.

کلمات هم‌قافیه با «تنک‌شراب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید