معنی تنکروی
5 بازدید
[ تَ نُ / تُ نُ ] (ص مرکب) کنایه از کسی است که به اندک مبالغه از شرم سخن قبول کند و آن را کم روی نیز خوانند. (انجمن آرا). کنایه از صاحب شرم و حیا. (آنندراج). مقابل سخت روی : دوستی گر دیده ام دانش، ز دشمن دیده ام چون تنک رویان ز من عیب مرا پنهان نداشت. رضی دانش. || کسی که بدون ابرام درخواست چیزی کند. (ناظم الاطباء). رجوع به تنگ روی شود.
کلمات همقافیه با «تنکروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر