معنی تنکدل
6 بازدید
[ تَ نُ / تُ نُ دِ ] (ص مرکب) تنک حوصله. کنایه از کسی که اخفای مال و راز نتواند کرد. (آنندراج). رقیق القلب. (از یادداشتهای محمد قزوینی، از حاشیهٔ برهان چ معین). که دلی مهربان و نازک دارد. کم صبر و کم تحمل : گرنه تنک دل شده ای وین خطاست راز تو چون روز به صحرا چراست؟ نظامی. تنک دلی که نیارد کشید زحمت گل ملامتش نکنم گر ز خار برگردد.سعدی. تنک دل چو یاران بمنزل رسند نخسبد که واماندگان از پسند. (بوستان چ فروغی ص ۳۸). ز کاوش مژه رگهای جانْش بشکافند تنک دلی که چو من چشم برنمی دارد. نظیری (از آنندراج). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن و تنگ حوصله شود. || بمعنی دون همت نیز گفته اند. (آنندراج). رجوع به تنگ دل شود.[ تَ نُ / تُ نُ دِ ] (ص مرکب) تنک حوصله. کنایه از کسی که اخفای مال و راز نتواند کرد. (آنندراج). رقیق القلب. (از یادداشتهای محمد قزوینی، از حاشیهٔ برهان چ معین). که دلی مهربان و نازک دارد. کم صبر و کم تحمل : گرنه تنک دل شده ای وین خطاست راز تو چون روز به صحرا چراست؟ نظامی. تنک دلی که نیارد کشید زحمت گل ملامتش نکنم گر ز خار برگردد.سعدی. تنک دل چو یاران بمنزل رسند نخسبد که واماندگان از پسند. (بوستان چ فروغی ص ۳۸). ز کاوش مژه رگهای جانْش بشکافند تنک دلی که چو من چشم برنمی دارد. نظیری (از آنندراج). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن و تنگ حوصله شود. || بمعنی دون همت نیز گفته اند. (آنندراج). رجوع به تنگ دل شود.
کلمات همقافیه با «تنکدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر