معنی تنکاندام
4 بازدید
[ تَ نُ / تُ نُ اَ ] (ص مرکب) کنایه از نازک اندام. (آنندراج): در گلستان لطافت چو گل نوخیزش تنک اندام و تنک پوش و تنک لب نگزید. امیرخسرو (از آنندراج). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنکاندام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر