معنی تنویه
6 بازدید
[ تَ نْ ] (ع مص) بزرگوار گردانیدن و نام کسی بلند گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). بلندنام گردانیدن و بلند گردانیدن کسی را در سخن گفتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). خواندن کسی را و بلندنام گردانیدن: نوهه و به تنویهاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی اللسان: «نوه فلان بفلان؛ اذا رفعه و طیر به و قواهُ»، یقال: اردت بذلک التنویه بک. و فی حدیث عمر: انا اول من نوه بالعرب؛ ای رفع ذکرهم بالدیوان والاعطاء... (اقرب الموارد). || برداشتن چیزی را و بلند کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خواندن کسی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به آواز بلند کسی را خواندن. || بزرگ داشتن کسی را و ستودن او را. (از اقرب الموارد). || (اِمص) کلانی و بزرگی و بلندی مرتبه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تنویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر