معنی تنویق
4 بازدید
[ تَ نْ ] (ع مص) رام کردن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). ناقه را ریاضت کردن. (زوزنی). تذلیل ناقه و نیکو ریاضت کردن آن. || تلقیح کردن درخت خرما را. || تصفیف و تطریق و تسلیک چیزی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنویق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر