معنی تنویش
5 بازدید
[ تَ نْ ] (ع مص) نوید دادن. (دهار) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). نوید فرادادن. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی). و فی الحدیث: فیقول اللََّه یا محمد نوش العلماء الیوم فی ضیافتی. (اللسان از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنویش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر