معنی تنویخ
5 بازدید
[ تَ نْ ] (ع مص) طاقت بخشیدن خدای زمین را که بردارد آب را: نوخ اللََّه الارض طروقةً للماء؛ یعنی زمین را طاقتی بخشید خدای که بردارد آب را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فروخوابانیدن شتر نر، ماده را تا گشنی کند، پس فروخوابید آن ماده شتر: نوخ الجمل الناقة تنویخاً فتنوخت. (ناظم الاطباء). رجوع به تنوّخ شود.
کلمات همقافیه با «تنویخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر