معنی تنورتاب
4 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) آنکه تنور تابد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آتش افروز تنور. آنکه تنور را روشن کند. || (اِ مرکب) سوختی که در آن افروزند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || ابزاری که بدان تنور می تابند. (ناظم الاطباء). آلتی که بدان تنور شورند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تنورآشور و تنورآشوب و تنور و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «تنورتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر