معنی تنوب
6 بازدید
[ تَ ] (اِ) به لغت رومی نام درختی است در کوههای روم که قطران را از بیخ آن گیرند و آن را به عربی صنوبر صغیر خوانند، چه مانند صنوبر است لیکن کوچکتر از آن باشد. (برهان) (آنندراج). قسمی از درخت صنوبر. (ناظم الاطباء). رجوع به لکلرک ج ۱ ص ۳۲۰ و مادهٔ بعد شود.[ تَ نْ نو ] (ع اِ) نوعی از درخت بزرگ در روم که قطران را از بیخ آن گیرند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «تنوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر