معنی تننما
[ تَ نْ، نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) پارچهٔ تن نما. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). صفت پارچه های نازک که اندام پوشنده از وراء آن آشکار می گردد.[ تَ نْ، نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) پارچهٔ تن نما. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). صفت پارچه های نازک که اندام پوشنده از وراء آن آشکار می گردد.
کلمات همقافیه با «تننما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر