معنی تنقیح

معنی تنقیح

8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مغز استخوان بیرون کردن. (تاج المصادر بیهقی). مغز بیرون کردن از استخوان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک پیراستن چوب. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار). پاکیزه کردن تنهٔ درخت را از شاخ ریزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): و نهالی که در عهد اعتدال فروردین به غرس و تنقیح تزیین ننمایی خاکش بمهر مادران تربیت نکند. (سندبادنامه ص ۶۳). || نیک پیراستن. (دهار). پاکیزه کردن شعر را از کلام رکیک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پاکیزه کردن و اصلاح نمودن کلام را. (از اقرب الموارد). مختصر کردن لفظ با حفظ وضوح و معنی آن. (از تعریفات جرجانی). پاک و صاف کردن چیزی را از زوائد و عیوب و خالص کردن. (غیاث اللغات). یقال: خیر الشعر الحولی المنقح و ماقرض الشعر المنقح الا بالذهن الملقح. (از اقرب الموارد). - تنقیح مناط (اصول)؛ ثبوت علیت مشترک بخاطر تعمیم حکم متعلق بموضوعی مخصوص بر موضوعات دیگر با الغای خصوصیات آن موضوع بدان نحو که آن خصوصیات را در حکم دخالتی نباشد، مثلاً شارع حکمی را به سببی برای موضوعی تشریح کرده است و در ضمن آن حکم اوصافی هم موجود است، هرگاه چنان باشد که با حذف آن اوصاف علت اصلی که موجب تشریح حکم است از میان نرود عین آن حکم را در موارد دیگر تعمیم میدهند و این تعمیم را تنقیح مناط گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || (اِمص) پاکیزگی و پاکی و پاک شدگی. || تفتیش و تفحص و جستجو و تحقیق. (ناظم الاطباء). رجوع به تذکرة الملوک چ ۲ ص ۴۵، ۴۶ و ۵۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «تنقیح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید