معنی تنقیب
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بسی در راهها گردیدن. (تاج المصادر بیهقی). در شهر گردیدن. (زوزنی). اندر شهرها بگشتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). رفتن در جهان و در شهرها گشتن گریزان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک واپژوهیدن از چیزی. (از تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی) (از اقرب الموارد). پژوهش. بررسیدن. وارسی کردن. کاوش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تنقیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر