معنی تنقام
5 بازدید
[ تِ نِ قْ قا ] (ع مص) سزا کردن کسی را و کینه کشیدن و عتاب نمودن، و یقال: مانقمت منه الا الاحسان. (منتهی الارب). عقوبت کردن کسی را. (از اقرب الموارد). || ناپسند داشتن امر را. (منتهی الارب). ناپسند داشتن و عیب کردن امری. (از اقرب الموارد). رجوع به نقم شود.
کلمات همقافیه با «تنقام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر