معنی تنفیس
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) غم وابردن. (زوزنی). آسایش دادن و رهایش بخشیدن از غم، یقال: نفس کربته عنه؛ ای فرجه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - حروف تنفیس؛ «سَ» و «سَوْفَ» است و مقصود نحویان از تنفیس توسیع است، چه این دو حرف مضارع را از زمان حال (که زمانی مضیق است) بزمان وسیع تر (یعنی زمان استقبال) نقل می کند. (از مغنی اللبیب).
کلمات همقافیه با «تنفیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر