معنی تنضیج
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) تا یک سال بچه ناآوردن ناقه. ناقة منضج نعت است از آن و منضجات جمع. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی الاساس: نضجت الناقة الحمل؛ جاوزت به وقت الولاد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنضیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر