معنی تنصیص
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) ظاهر کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || مبالغت در نص و قول نحویان در کلمهٔ «لا» انها لنفی الجنس علی سبیل التنصیص؛ یعنی نه بر سبیل احتمال. (از اقرب الموارد): چه هر کرا به تنصیص این تخصیص داده باشد که الرجال قوامون علی النساء . (سندبادنامه ص ۱۱۲). || سخت گرفتن بر غریم خود و مناقشه نمودن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || قرار دادن بعض کالا را بر فوق بعضی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنصیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر