معنی تنشغ
6 بازدید
[ تَ نَ شْ شُ ] (ع مص) نعره زدن و گریه در سینه گردانیدن چندانکه بیهوشی نزدیک گردد، و انما یفعل ذلک تشوقاً او اسفاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث: لاتعجلوا بتغطیة وجه المیت حتی ینشغ او یتنشغ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنشغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شغ» برای سرودن شعر