معنی تنسب
7 بازدید
[ تَ نَ سْ سُ ] (ع مص) دعوی خویشاوندی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). دعوی کردن خویشی و نزدیکی کسی را، منه المثل: القریب من تقرب لا من تنسب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر