معنی تند شدن
7 بازدید
[ تُ شُ دَ ] (مص مرکب) به سختی بخشم آمدن. سخت خشمناک شدن. سخنان درشت گفتن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || پرشتاب و سریع شدن، چون تند شدن باد و آب و جز آنها. || تلخ و حِرّیف شدن. زبان گز شدن، چون تند شدن غذا و روغن و جز آنها. || در بیت زیر بمعنی برگشتن، واژگون شدن، پریشان شدن، نامساعد گردیدن آمده است : چو بر بهرام چوبین تند شد بخت به خسرو ماند هم شمشیر و هم تخت. نظامی. رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تند شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر