معنی تندگوی
5 بازدید
[ تُ ] (نف مرکب) تندگفتار. که سخن درشت گوید. تلخ گفتار: قوی استخوانها و بینی بزرگ سیه چرده و تندگوی و سترگ.فردوسی.
کلمات همقافیه با «تندگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر