معنی تندحمله
5 بازدید
[ تُ حَ لَ / لِ ] (ص مرکب) سخت جنگاور و حمله کننده. که با شدت و سرعت بر دشمن تازد. که بشدت و تندی حمله آورد: آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود. حافظ (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تندحمله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر