معنی تندبار
5 بازدید
[ تُ ] (نف مرکب) موذیات را گویند مانند شیر و پلنگ و مار و عقرب و زنبور و مورچه و امثال آن و هر جانوری که جانور دیگر را بخورد. (برهان). سبع، مانند شیر و پلنگ و گرگ و ببر و امثال آنها و از روندگان مانند عقرب و مار و امثال آنها، برخلاف زندبار که حیوانات بی آزارند. (انجمن آرا) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۴۰ شود. || تند بارنده (صفت ابر). که باران شدید از وی برآید: به بخشش چو ابری بود تندبار بود پیش او گنج و دینار خوار.فردوسی. قطره ای کآن ز جود تو بچکد سیلی از ابر تندبار شود.مسعودسعد. رجوع به تند شود.
کلمات همقافیه با «تندبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر