معنی تنخذ
6 بازدید
[ تَ نَ خْ خُ ] (ع مص) ناخدا گردیدن. (منتهی الارب). مأخوذ از فارسی ناخدا گردیدن. (ناظم الاطباء). ناخذاة یعنی رئیس کشتی شدن و این مشتق از ناخذاة که معرب ناخدای فارسی است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنخذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خذ» برای سرودن شعر