معنی تنته
7 بازدید
[ تَ تَ / تِ ] (اِ) تنیده و پردهٔ عنکبوت را گویند. (برهان) (آنندراج). پرده و تار و تنیدهٔ عنکبوت. (ناظم الاطباء). جزء اول آن از تن (تنیدن). (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به تنسته شود.[ تُ تِ ] (اِ) زنبور سرخ باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تنته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر