معنی تنبیت
6 بازدید
[ تَمْ ] (ع مص) پروردن. (تاج المصادر بیهقی). پروردن کودک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درخت نشاندن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نبت اجلک بین عینیک؛ همیشه مرگ را جلو خود ببین. (از ناظم الاطباء). مرگ را در چشم خود غرس کن. (از اقرب الموارد).[ تَمْ / تِمْ ] (ع اِ) درخت رسته، خرد باشد یا کلان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به اقرب الموارد شود.
کلمات همقافیه با «تنبیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر