معنی تنباکوکشی
6 بازدید
[ تَمْ کَ / کِ ] (حامص مرکب) تنباکو کشیدن : تنباکو کشی به گلعذران چه خوش است سنبل به لب چشمهٔ حیوان چه خوش است دودش بمثال زلف در هر نفسی بر عارض مهوشان پریشان چه خوش است. نخلی.
کلمات همقافیه با «تنباکوکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر