معنی تنباح
6 بازدید
[ تَ مْ ] (ع مص) نبح الکلب نبحاً و نبیحاً و نباحاً و نباحاً تنباحاً. بانگ کردن سگ و کذا نبح الظبی والتیس و الحیة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نُباح. نَباح. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تنباح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر