معنی تناکح
6 بازدید
[ تَ کُ ] (ع مص) مزاوجت کردن و یکدیگر را نکاح کردن. (ناظم الاطباء). تزوج بعضی با بعضی دیگر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فراهم آمدن بعضی درخت با بعضی دیگر. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «تناکح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کح» برای سرودن شعر