معنی تناشد
5 بازدید
[ تَ شُ ] (ع مص) بهم شعر خواندن. (زوزنی). همدیگر شعر خواندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و قول الاعشی: و اذا تنوشد فی المهارق انشدا؛ ای اذا تناشدهُ العباد بمعنی تداعوهُ و طلبوا منه بحق الکتب المنزلة اطلبهم و اجابهم. (الاساس، از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تناشد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شد» برای سرودن شعر