معنی تناسخی
6 بازدید
[ تَ سُ ] (ص نسبی) آنکه معتقد است به تناسخ ارواح در اجساد چنانکه محتویات کتابی را نسخه کنند در کتابی دیگر. (مفاتیح، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آنکه به عود روح پس از مرگ در جسد دیگر معتقد است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تناسخ و تناسخیه شود.
کلمات همقافیه با «تناسخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر