معنی تنازع بقا

معنی تنازع بقا

5 بازدید
[ تَ زُ عِ بَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) یکی از اصول نظریهٔ داروین و پیروان او، وجود تنازع بقا در دنیای موجودات زنده است و آن عبارت از قبول وجود یک کشمکش دائم میان موجودات زنده می باشد که به انتخاب انسب منجر می گردد. آقای دکتر سیاسی آرد: ... نظر کلی آنها (داروین و پیروان او) درباب تغییر شکل موجودات روی دو اصل بزرگ «تنازع بقا» و «انتخاب انسب» قرار دارد و خلاصه این است که افراد یک خانواده از همه حیث با هم مساوی نیستند بلکه بعضی از آنها تصادفاً نسبت به دیگران دارای مزیت یا مزایایی می شوند که در تنازع بقا کامیابی آنها را تضمین می کند در صورتی که فقدان آن در افراد دیگر سبب مغلوبیت و از میان رفتن آنها می گردد. این مزیت ممکن است جسمانی و مرئی باشد مانند اختلاف قامت و خردی و درشتی اندام و... یا عبارت باشد از استعدادهای مخصوص برای حرکاتی معین که آن استعدادها غریزه خوانده می شوند. در هر حال مزیت مزبور به اعقاب که رسید ثابت و برقرار می ماند و عمومیت پیدا می کند چه افرادی که از آن محروم بوده اند برطبق قانون «انتخاب انسب» بتدریج از بین رفته و می روند. از هزاران میوه که بر یک درخت هست و از میلیونها تخم که بعضی حیوانات می گذارند شماره کمی به بار می رسند یا دورهٔ بلوغ را می بینند این تنازع و زدوخورد تنها در مقابل قوای طبیعت (برای هوا و نور و غذا...) نیست بلکه میان افراد یک نوع نیز جریان دارد. طعمه ها و طعمه خوارها همه در جنگ و جدالند. زدوخورد طعمه ها با یکدیگر از این رو است که می خواهند در فرار از خطر با یکدیگر سبقت جویند... باری در این تنازع هر فرد بهتر مسلح باشد ظفر خواهد یافت و چیزی که باعث پیروزی او گردیده در افرادی که پس از او می آیند و دوام و بقائی می کنند ناچار موجود خواهد بود. افرادی که فاقد آن مزیت هستند ممکن است بعرصهٔ وجود بیایند ولی... مغلوب و منکوب و نابودشان خواهد ساخت. (از کتاب روانشناسی از لحاظ تربیت ص ۴۲۳).

کلمات هم‌قافیه با «تنازع بقا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید