معنی تنابنده
5 بازدید
[ تَ بَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) در تداول مردم، ضعیف ترین و حقیرترین بنده. خرد و کوچک و خوار و زبون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): خدا هیچ تنابنده ای را محتاج خلق نکند. هیچ تنابنده را خدا به این مرض مبتلا نکند. (یادداشت، ایضاً).
کلمات همقافیه با «تنابنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر