معنی تنآسای
6 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) تن آسا. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج در ذیل تن آسائی آرد: آنکه تن وی معبود وی باشد: نیست با دیدهٔ بیدار تن آسایان را با شکر خواب فراغت شکر آبی که مراست. صائب (از آنندراج). رجوع به تن آسا شود.
کلمات همقافیه با «تنآسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر