معنی تنآبادان
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) تن آباد: اصفهبد همهٔ زمستان ایشان را نزل و علف و هدایا و تحف فرستاد. چون اسبان فربه و ایشان تن آبادان شدند پیام دادند که یا به دین ما بگرود و اگر نه ولایت از تو بازگیریم. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «تنآبادان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر