معنی تمی
6 بازدید
[ تُ مْ می ] (ع اِ) پاره ای از موی و مانند آن که به کسی دهند تا بدان گلیم خود را درست و تمام سازد. ج، تُمَم و تِمَم (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به تمم شود.[ تُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان بم است که ۱۲۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «تمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر