معنی تمویل
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مالدار کردن. (تاج المصادر بیهقی). مالدار گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اصطلاح علم شمار) بیرونی آرد: تمویل مال کردن بود. ازایرا که چون عدد را اندر مثل او زنیم آنچه گردآید او را مال خوانند همچون هفت که اندر هفت زنی چهل و نه گرد آید و این مال هفت است. (از التفهیم بیرونی چ همایی ص ۴۲).
کلمات همقافیه با «تمویل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر