معنی تمول
5 بازدید
[ تَ مَ وْ وُ ] (ع مص) مالدار شدن. (زوزنی). مال داشتن. (تاج المصادر بیهقی). بسیارمال شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مالدار شدن و دولتمندی. (غیاث اللغات) (آنندراج). مالداری و دولت و ثروت و مکنت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تمول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر