معنی تمورتاش
4 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِخ) پسر امیر چوپان و حاکم روم که در سال ۷۲۲ عصیان کرد و امیر چوپان برای خاموش کردن فتنهٔ او به روم رفت و او را با خود نزد ابوسعید بهادرخان برد و مجدداً از طرف او به حکومت روم رسید و سپس در سال ۷۲۸ از خشمی که بهادرخان بر پدرش گرفته بود هراسان شد و به مصر گریخت و درآنجا کشته شد. رجوع به تاریخ گزیده چ برون ج ۱ ص ۶۰۶ و ۶۰۹ شود.
کلمات همقافیه با «تمورتاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر