معنی تمنابستن
5 بازدید
[ تَ مَ نْ نا بَ تَ ] (مص مرکب) آرزو داشتن. خواهش و میل در دل پروراندن. تمناپختن : هر دل که ز دارالثمر حسن وفا جست سودای خطا کرد و تمنای تبه بست. بابا فغانی (از آنندراج). رجوع به تمنا و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تمنابستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر